مباني نظري معماري - زاها

تولد :
۱۹۵۰ بغداد

تحصيلات :
۱۹۷۱ رياضیات از دانشگاه امريکايی بيروت
۱۹۷۷ معماری از انجمن معماری لندن

مشغوليات :
۱۹۷۷ شروع کار با Rem Koolhaas و Elia Zenghelis در OMA
۱۹۸۰ شروع فعاليتهای شخصي در لندن
و تا امروز
- تدریس در دانشگاه کلمبیا
- عضو بخش تحقیقاتی طراحی دانشگاه هاروارد

. شرح:
او در بغداد متولد شدودر سال1977 در انگلستان فارغ التحصیل شد. از معماران برجسته عصر حاضر است. طرحهای او، دکنستروکتیویزم در معماری رامعرفی میکنند.کنفرانس ها و درسهای او، در نقاط مختلف جهان، مورد توجه قرار دارند. در سال 1994، پس ازکنزوتانجه،کرسی تدریس طراحی در دانشکده ی معماری هاروارد، به وی واگذار شد. فعالیتهای حرفه ای او، از آفرینش فضای شهری کلان، تا خلق اجزای زینت مند و مبله داخلی، ابعاد جهانی دارند.

نمونه کار - 1:

برج لیلیوم - ورسا - لهستان
سال ساخت : 2007-2012
کاربری : مسکونی و چند منظوره
متقاضی: Lilium Polska Sp. z o.o.
معمار طراح: زاها حدید و پاتریک شوماخر
معمار پروژه: مارکوس پلانتو
تیم مسابقه: توماس ماتوی ، سوفیا رازاک ، نائومی فریتز ، دنیل ویدریگ ، فلویو ویرز ، ماریاگرازیا لانزا ، دنیس برزینا
مشاور: Structure ARUP
خدمات: ARUP
برآورد امکانات و تجهیزات: دیویس لنگدان

معرفی نمونه کار - 1:

شرح کلی
برج لیلیوم در مرکز شهر ورسا و در مجاورت برج ماریوت واقع شده ، درست نزدیک به تقاطع یروزولیمسکی و چالوبینسکیه گو ، از ضلع شمال هم ، روبروی ایستگاه مرکزی قطار قرار گرفته .

ملکه حدید این ساختمون رو برای پایتخت لهستان طراحی کرده. ورسا افقی روشن با سازه های شفاف داره و از اینرو دارای هویت و شخصیته قابل توجهیه . رسیدن به ارتفاع 240 متری ، فرم بلند و ظریف رو برای این ساختمون رقم زده و وجود این برج در کنار برج های مجاور، قصر فرهنگی شهر رو کامل میکنه و خوشه ی ساختمونای مرتفع پایتخت را کاملتر از قبل میکنه. برج لیلیوم 72.027 متر مربع از 101.205 متر مربع محیط خودش رو اشغال کرده . این ساختمون شامل آپارتمانای مسکونی - تفریحی و یه هتله.

کاربری
برج لیلیوم شامل هتل ، آپارتمان مسکونی ، چشمه آب معدنی ، محدوده تجاری زیر زمینی (خرده فروش) با یه مرکز خرید ه(Mall). چهار تا لابی تو طبقه همکف هست که 4 ورودی جداگانه رو برای هتل ، آپارتمانها ، رستوران و فضای استراحت مجموعه رو تامین کرده.

معبر و دسترسی
المان های مختلف برنامه ریزی شده دسترسی ها و خروجی های متفاوتی رو برای برج لیلیوم رقم زده ، که شامله : پارکینگ خارج از ساختمان، پیاده روی مخصوص از بیرون به ورودی پارکینگ زیرزمینه ،

دسترسی وسائل نقلیه
پارکینگ برجهای لیلیوم و ماریوت کنار هم و تو طبقه زیرزمینه ، با دو رمپی که تو خیابان نووگرادزکا هست ، از همدیگه جدا میشدن.

دسترسی افراد
ورودی اصلی ساختمون تو طبقه همکفه. ارتفاع لابی دو برابر سایر قسمتاس ، قسمت پذیرش سمت راست ورودیه. تو نقشه ساختمون ورودی جداگانه ای برای هر قسمت طراحی شده .قسمتای مسکونی ، هتل ، رستوران و خروجی اضطراری مجموعه دسترسیای جداگانه دارن. تمام ورودیا با یه پل قابل دسترس هستن . این پل از مرکز خرید شروع و به محدوده عمومی مجمو عه میرسه. این پلها از درصد عمومیت ورودیا کم کرده و محدوده ای خصوصی رو تشکیل داده. ورودی آپارتمان مسکونی تو خیابون یروزولمسکی ، جایی که ورودی هتل بطور مناسب و شایسته مقابل ورودی هتل مایوت قرار گرفته . وروردی فسمتای فضای باز مجموعه و خروج اضطراری تو خیابون نووگرادزکا که ترافیک کمتر براش پیش بینی شده ، قرار گرفته . ساکنین برج لیلیوم قادر هستن از ورودی اختصاصی برای رفت و آمد به قسمتهای خرده فروشی و تجاری مجموعه استفاده کنن.

نمونه کار - 2:

طرح زاها حدید برای برج های رقصان تاییدی بر گسترش تجارت خلیج در آینده طلایی دبی است. این سه برج بر روی خلیج کوچکی ساخته می شوند و  این پروژه به یک تصویر برجسته برای  محدوده خلیج و توسعه های انحصاری آن می باشد. حجم آبگونه و موج دار برج ها با ترکیب دینامیک درونی احجام طراحی و بوجود آمده است.

زاها حدید اخیراً عهده دار کرسی استادی کنزو تانگه (Kenzo Tange) در مدرسه طراحی دانشگاه هاروارد، و کرسی استادی سالیوان در دانشگاه ایلی نویز (Illinois)، مدرسه معماری شیکاگو، گردید و قبلاً نیز به عنوان استاد میهمان در دانشگاه هنر هامبورگ (Hochschule für Bildende Künste)، مدرسه معماری نولتن (Knolton)، استودیوی اوهایو و کارشناسان ارشد (Ohio and the Masters) در دانشگاه کلمبیا، نیویورک، تدریس نموده است. علاوه بر این، او عضو افتخاری آکادمی هنر و ادبیات آمریکا و همکار انستیتوی معماری آمریکا می باشد. وی در حال حاضر استاد دانشگاه هنرهای کاربردی وین در اتریش و دستیار درس طراحی معماری ائرو ساآرینن (Eero Saarinen) در ترم بهار ۲۰۰۴ دانشگاه ییل (Yale)، نیوهون (New Haven)،است.


حدید معماری است که پیوسته مرزهای معماری و طراحی شهری را گسترش می دهد. او در کارهایش با بهره گیری از مفاهیم فضایی جدیدی که تقویت کننده مناظر شهری موجود هستند، زیبایی شناسی نظری ای (غیرعملی) را پیگیری و تجربه می کند که تمام زمینه های طراحی از طراحی شهری تا طراحی داخلی و مبلمان را در برمی گیرد. با اینکه شهرت زاها حدید بیشتر بخاطر اصلی ترین کارهای ساخته شده اش می باشد، اما علایق و دل مشغولی های عمده او مستلزم اشتغال همزمان وی به فعالیت حرفه ای، تدریس و پژوهش است.
حدید اساس معماری را در نحوه فکر کردن به آن می داند. طرح های ساختمانی حدید که به صورت نقاشی عرضه می شوند، در ٢۵ سال گذشته، نقش مهمی در تحول معماری معاصر داشته اند. این آثار در موزه ها و گالری های معروف جهان از جمله موزه گوگنهایم و موزه هنرهای مدرن نیویورک به نمایش درآمده و بخشی از کلکسیون دائمی آنهاست.


زاها حدید با شرکت در مسابقات متعدد طراحی معماری، ایده ها و افکار نوینی را به معرض نمایش گذاشته است که این امر نشان دهنده رویکرد آوانگارد و پیشروی وی در طراحی معماری می باشد. اکثریت پروژه های مختلف او که تاکنون اجرا شده اند و یا در حال حاضر در دفتر وی بر روی آنها کار می شود، حاصل شرکت در این مسابقات هستند.


طرح های بدیع او برای ایجاد فضاهای معماری سال ها با تحسینی توأم با تردید روبرو بود. اما امروزه که جهان آمادگی بیشتری برای پذیرش و ایجاد بناهای پیچیده دارد، این طرح ها نیز با استقبال بیشتری روبرو شده است. او در کار خود از حرکت، ایجاد فضاهای خالی و فرم های کشیده افقی استفاده می کند و در زمینه طراحی مبلمان و معماری داخلی، طرح های نمایشگاهی و تجهیزات و لوازم صحنه نمایش نیز کارهای زیادی را انجام داده است.


زاها حدید تا به حال بخاطر طراحی پروژه های مختلف، چندین جایزه معماری دریافت نموده است و در سال ۲۰۰۴ نیز به عنوان برنده جایزه معماری پریتزکر، مهم ترین جایزه جهان در زمینه معماری، انتخاب گردید. او نخستینی زنی است که طی ۲۸ سال برگزاری جایزه پریتزکر، موفق به دریافت این جایزه معتبر بین المللی شده است. جایزه صدهزار دلاری پریتزکر طی مراسمی در روز ٣١ ماه مه همان سال در موزه آرمیتاژ در شهر سن پترزبورگ روسیه به این معمار عراقی ـ انگلیسی، اعطا گردید.


مشهورترین پروژه های ساخته شده زاها حدید عبارتند از:

  1. ایستگاه آتش نشانی Vitra، Weil am Rhein، آلمان (۱۹۹۳)
  2. ساختمان نمایشگاهی Lfone، Weil am Rhein، آلمان (۱۹۹۹)
  3. منطقه ذهن (Mind Zone) در گنبد هزاره، گرینویچ، لندن، انگلستان (۱۹۹۹)
  4. پارک سوار هونهایم شمالی، استراسبورگ، فرانسه (۲۰۰۱)
  5. جایگاه اسکی پرش Bergisel، Innsbruck، اتریش (۲۰۰۲)
  6. مرکز هنرهای معاصر Rosenthal، سین سیناتی، اوهایو، ایالات متحده (۲۰۰۳)
  7. مرکز مگی در بیمارستان ویکتوریا (۲۰۰۶)، کرکالدی، اسکاتلند
  8. ایستگاه قطار سریع السیر ناپل (۲۰۰۶)، ناپل، ایتالیا
  9. ساختمان مرکزی ب ام و (۲۰۰۵)، لیپزیگ، آلمان
  10. ترن هوایی (۲۰۰۷) اینسبورگ، اطریش
  11. مرکز علمی فائنو (۲۰۰۵)، وولفسبرگ، آلمان
  12. سکوی پرش اسکی برگیسل (۲۰۰۲)، اینسبورگ، اطریش


در حال حاضر نیز در دفتر زاها حدید بر روی پروژه های متنوعی کار می شود:

  1. مرکز ملی هنرهای معاصر (MAXXI)، رم، ایتالیا
  2. موزه گوگنهایم، Taichung، تایوان
  3. طرح کلی ناحیه Zorrozaurre، بیلبائو، اسپانیا
  4. توسعه مرکز هنرهای Price Tower، Bartlesville، ایالات متحده
  5. مرکز فرهنگی ـ ورزشی Herault، مون پلیه، فرانسه

مرکز مرکز هنر و رسانه دوسلدورف

برای توسعه مجدد بندرگاه اصلی شهر دوسلدورف به منطقه ای پویا ودر خور توجه فضاهای متعدد از جمله دفاتر اداری، شرکتهای تبلیغاتی و استودیوهای هنری ، فضاهای تجاری و رستوران های مختلف را نیاز بوده زاها حدید گونه ای چشم انداز (Landscape) مصنوعی با دید به سمت رودخانه را خلق کرده است که در واقع امتداد فعالیت هایی است که بر روی رودخانه انجام میشود. این فضای باز به وسیله یک ساختمان با طول ۶۰ متر که در برگیرنده فضاهای اداری است از اطراف و به ویژه سر وصدای ترافیک محیط جدا میشود یک سطح مثلثی شکل فلزی عظیم که از رودخانه آغاز می شود سایت را قطع می کند و در محل تقاطعش با دیواره حائل ، رامپ ورودی را شکل می دهد.شکاف هایی (ترک هایی) که در سطح صفحات تشکیل دهنده زمین به وجود آورده شده است ، ساختمان استودیوهای فنی ، مغازه ها و رستوران ها که در زیر سطح زمین جای گرفته اند را آشکار می کند. در زیر سطح زمین دیواره بخش خدمات فنی تحت تاثیر نیروهای طراحی فشرده شده و به ناگهان قسمتی از آن از زمین سر برآورده است . با ایجاد قوسی به محیط سالن ۳۲۰ نفره سینما را ایجاد کرده است.

بدنه دیوار حایل که به سمت خیابان می باشد با شیارهای بسیار کوچک بتنی حکاکی شده است و در سمت رودخانه لایه های طبقات بصورت طره ای (اتصال یک طرفه تیر) معلق شده اند که به صورت عمود به خیابان قرار می گیرند ، مانند خرده شیشه هایی که آزادانه در هنگام خرد شدن به اطراف پخش میشوند ساختمان آخر که متشکل از مجموعه ای از صفحات شفاف است عمود بر خیابان قرار گرفته است که ساختمان finger نامیده می شود. جایی که سطوح طبقات به صورت همگرا به هم می پیوندند فضای خالی به صورت مدور شکل میگیرد و اتاق های کنفرانس و فضاهای نمایشگاهی شکل می گیرند. مکعب شیشه ای ساده (مینیمال) توسط مجموعه ای از ستون ها و پایه ها و سازه های عظیم مثلثی شکل احاطه شده است . لابی ورودی محل برخورد ساختمان دیواره ای با ساختمان (finger) است .در این نقطه خیابان و فضای باز اطراف رودخانه به طور کامل به هم پیوند خورده اند.

زاها حدید” و سازه اعجاب انگیز«بی ‌ام دبلیو»

ساختمان غول ماشین سازی آلمان(بی ام دبلیو) را یک مهندس معمار زن طراحی کرد . ساخت این سازه در نهایت پیچیدگی طراحی شده است.

پایگاه اطلاع رسانی شهرسازی و معماری: در سال ۲۰۰۲، غول ماشین‌سازی آلمان، شرکت «بی ‌ام دبلیو» برای احداث ساختمان مرکزی کارخانه در «آرت اسکرتز» در شهر لایپزیگ آلمان، سرمایه‌گذاری هنگفتی کرد. ساختمانی با ارزش ۵۵/۱ بیلیون دلار که حدود ۵۰۰۰ کارمند و کارگر و مهندس با فعالیت روزانه خود ، بیش از ۶۵۰ عدد ماشین «بی ‌ام دبلیو» مدل دو در _ اسپرت _ تولید می‌کنند.

ساختمان غول ماشین سازی آلمان(بی ام دبلیو) را یک مهندس معمار زن طراحی کرد و ساخت.این سازه،در نهایت پیچیدگی طراحی شده است.

این کمپانی، معمار برجسته «زاها حدید» را که موفق به کسب مدال افتخار «پریتیزکر» شده برای ساخت این سازه برگزید. طرح‌های پیچیده «حدید» در طراحی‌های معمول کارخانه تحول جدیدی به وجود آوردند. یک سازه مرکزی، قسمت‌های مربوط به مدیران و کارگران را با استفاده از ریلهای معلق حمل قطعات به هم وصل کرده است.

«زاها حدید» رشته منسجمی در ساختمان مرکزی «بی ام دبلیو» ایجاد کرده که مردم و ماشین‌ها در کنار هم قرار گرفته‌اند.

حدید می‌گوید: «ما به نوآوری و ابداع معتقدیم و برای نیل به این هدف شرکت بی ‌ام دبلیو، استقامت و طاقت بسیاری در واگذاری این پروژه به ما نشان داد.»

ساختمانی که حدید طراحی کرده است، هیچ مشابه قبلی نداشته و وی با ذهنیتی جدید دست به ساخت این سازه اعجاب‌انگیز زده است.

کارخانه از یک مجموعه سه عضوی تشکیل شده است. این سه ساختمان از سه نقطه مرکزی توسط خط تولید به هم متصلند. ساخت اولیه این کارخانه در املاک خصوصی «بی ‌ام دبلیو» آغاز شده و در سال ۲۰۰۴ به بهره‌برداری رسید.

بدنه‌های نیمه تمام اتومبیل‌ها و قطعات مختلف ماشین روی تسمه انتقال دهنده که مانند ارابه‌ای آنها را حمل می‌کند قرار می گیرند.این قطعات به آرامی و بدون ایجاد سر و صدای مزاحم و آزاردهنده، در بخشی از مسیر خود به سمت قسمت‌های تکمیل کننده، از بالای غذاخوری و محل استراحت کارکنان عبور می‌کنند.

این نقاط مشترک محل عبور قطعات و سیر مراحل تکمیلی هستند:

قسمت ساخت بدنه‌های نیمه تمام (۶۴۵۰۰۰ فوت مربع)، قسمت رنگ (۲۷۰ هزار فوت مربع) و در آخر محوطه وسیع اتصال قطعات (یک میلیون و ۷۵ هزار فوت مربع)، که در آن جا قطعات رنگ شده به هم وصل شده و در انتها به صورت اتومبیلی لوکس و گران‌قیمت از خط تولید خارج می‌شوند.

ساختمان مرکزی مانند مرکز عصبی یا مغز کل کارخانه عمل می‌کند. رشته‌های فعالیت ساختمانهای دیگر در این نقطه به هم وصل شده و عملا از این ساختمان منشعب می‌شوند.

این استراتژی طراحی در مسیرهای گذر مردم و کارمندان (زمانی که صبح‌ها به سر کار می‌روند و زمانی که برای صرف غذا از محوطه خارج می‌شوند) استفاده شده است. بینندگان به بهترین شکل دور تسلسل و پیشرفت خط تولید قطعات را که به صورت افقی و معلق در فضا قرار گرفته، مشاهده می‌کنند.

با دیدن روند مذکور این فکر به بیننده القاء می‌شود که گویی همه قسمتهای مستقل از این قسمت کارخانه شبیه‌سازی و توسط موتوری قدرتمند متحرک شده و در بخش مرکزی ظهور پیدا می‌کند. در حقیقت عملکرد به گونه‌ای است که تمام حرکات و اعمال از یک قیف رد شده، در آن فشرده و عصاره حاصل از آن بین سه قسمت دیگر مجددا پخش می‌شود: بدنه اولیه، قسمت رنگ، و بخش سرهم کردن قطعات.

در یک توصیف کلی وقتی بیننده به این ساختمان نگاه می‌کند سازمان‌دهی مراحل مختلف از جمله فعالیت‌های عادی و عمومی کارمندان، تا فعالیت تخصصی ماشین‌های خودکار از جلو تا وسط ساختمان قابل تشخیص است. سردر اصلی مانند چتری از دو طرف به ستون‌هایی محکم چفت شده است.

افرادی که در ورودی درهای اصلی مستقر هستند، حرکت قطعات ماشین‌ها را به صورت کاملا برهنه مشاهده می‌کنند. این ورودی به افراد اجازه می‌دهد تا به قلب کارخانه نفوذ کرده و امکان دید را برای آنها فراهم می‌کند.

طراحی ویژه و نورپردازی زیبای قسمت ورودی و مرکزی به صورتی است که فضای ورودی را بدون مشکل و بدون صرف هزینه و اتلاف انرژی برق، نمایان می‌سازد. استراتژی اولیه طراحی این فضا به صورتی است که قسمت برش و طبقات هم کف و طبقه اول به صورتی پیوسته به هم متصل باشند.

دو صفحه مجزا که به شکل تراس طراحی شده، از شمال به جنوب و از جنوب به شمال امتداد یافته تا همه چیز از قسمت مرکزی طبقه اول قابل دسترسی و رویت باشد. در انتهای این مسیر معلق، قسمت بازرسی قرار گرفته که توجه هر بیننده‌ای را به خود جلب می‌کند. قسمت‌هایی که تکمیل شده‌اند به این قسمت وارد شده و پس از کسب اطمینان در کیفیت آنها به قسمت اتصال مستقل می‌شوند

مسجد و معماری

در میان عناصر شهری عبادتگاه از اهمیت ویژه ای برخوردار است و از دیگر عناصر شهری نمایان تر است به همین جهت معماری آن نیز مورد توجه ویژه بوده است .
عبادتگاه در آغاز نیازی به نشانی ویژه نداشته و خود به خود جذاب بوده است اما با گسترش شهر و روستا عناصر شاخصی به آن افزوده شده که راهنمای عابران بوده است .
بدون تردید مسجد در میان عبادتگاه ها خود جایگاهی ممتاز دارد و از آنجایکه آیین نماز از سادگی برخوردار است تقریباً هر نوع ساختمانی را برای عبادت مناسب می داند .

مسجد از ریشه سجده و در قرآن به معنای خود را به خاک انداختن و در معنای وسیع به معنی مکان عبادت است .


پیامبر اکرم (ص) فرمودند : هر جا که نماز برپا دارید همان جا مسجد است .


و این نکته را باید مدنظر قرار داد که معماری مسجد از اساس مساوات طلبانه ، شمایل شکن ، درون نگر و از همه مهمتر سرشار از انگیزه های مذهبی عمیق است .
در ابتدا مسجد جایگاهی برای عبادت ، بیعت ، اعلام مبارزات ، تظلم خواهی و … بوده است و امروز جایگاهی عبادی ، سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی دارد لذا فرم آن باید جوابگوی عملکرد باشد .
با توجه به مسائل مذکور که اهمیت معماری مسجد را نشان می دهد طراحی نوینی از مسجد می تواند ضمن پاسخگویی عملکرد جایگاه این مرکز عبادی ، سیاسی را به نحو احسن متجلی سازد و با احیاء مفاهیمی که به علت عادت و روزمرگی تنها در قالب ظاهر و فرم حفظ شده اند روحی تازه منعکس کند .


از جمله مساجدی که با فرمی نو خودنمایی می نماید مسجد بزرگ استراسبورگ فرانسه طراحی شده توسط خانم زاها حدید می باشد که فضایی روحانی سیال به وجود آورده و می تواند نقطه عطفی در معماری مسجد باشد .


مسجد باید به گونه ای طراحی شود که افراد را به سوی راز و نیاز آگاهانه با خداوند هدایت نماید چرا که اگر راز و نیاز بر حسب عادت و نا آگاهانه و سطحی باشد موثر واقع نمی شود .
مطلوب است نتیجه نهایی این طرح فضایی روحانی ، آرامش بخش و سرشار از جاذبه هدفمند باشد که تعالی و تکامل را متجلی نماید .


برای رسیدن به این هدف می توان با افزودن فضاهایی جانبی روح تفکر ، تعمق و پژوهش را در مومنین احیاء و تقویت نمود .


بنابراین مسئله عمده این طراحی در کنار فراهم آوردن فضایی روحانی و آرام بخش ، جذابیت هدفمند مجموعه خواهد بود .

ایستگاه آتش نشانی ویترا (زاها حدید)

ایستگاه آتش نشانی ویترا ( vitra fire station )از زبان خود زاها حدید (zaha hadid)در riba

ایستگاه آتش نشانی ویترا به عنوان بنایی مجزا ایجاد نشده استت بلکه حکم کناره بیرونی منطقه ای نماسازی شده را دارد که به جای اشغال فضا ، در واقع آن را تبیین می کند زاها حدید در سخنرانی خود چگونگی شکل گیری پروژه مذکور را در طی بررسی های متعدد و مشتمل بر نقشه ، ماکت و تصاویری که در برارنده نور ، حجم ، طراحی محیطی و حرکت بودند ، نشان داد . اسکیس ها بر ترکیب معماری و زمینه موجود – که نشان دهنده محیط اطراف و جاری شدن آن در ساختمان است – تمرکز یافته اند . دیوار ها نقشی فعال در این میان دارند و متناوبا میان فضای تهی و حجم جای می گیرند و این امکان را به ساختمان می دهند که ایمن و در حال محصور باشند و به علاوه حسی از سرعت و گریز قریب الوقوع را نیز به وجود می آورند .

هندسه ساختمان ، نشان دهنده تلاقی دو هندسه تشکیل دهنده این منطقه است و ریشه در آن دارد : برخورد جهت های مجتمع کشاورزی و پهنه گسترده راه آهن ، در این ایستگاه آتش نشانی نمود یافته استت . اندیشه کلی معماری به صورت رشته دیوارهای خطی و لایه لایه شکل گرفته است . برنامه ایستگااه آتش نشانی در فضاهای میان دیوارها که با توجه به ضرورت های کاربردی سوارخ شده ، انحراف یافته و شکسته شده اند ، نهفته است . با گذار از میان فضاهای ایستگاه مذکور می توان ماشین های قرمز رنگ و بزرگ آتش نشانی را به اجمال دید . خطوط حرکت آنها که نقوشی را شکل می دهد ، بر روری زمین نقش بسته است . کل ساختمان نشان از جنبشی دارد که گویی فعلا یخ بسته است و در واقع نشان دهنده کشمکش های گوش به زنگ بودن و توان بالقوه فعالیت در هر لحظه است

دیوارها گویی بر روی یکدیگر می لغزند ، چرا که درهای کشویی بزرگ عملاا دیواری متحرک را به وجود آورند . طراحی بنا دو بخش متفاوت را که عبارتند از جای دهی ماشین های آتش نشانی و نیز فراهم سازی تسهیلات گوناگون برای آتش نشانی ها ، در هم می آمیزد . اندیشه کلی دیوارهای قرار گرفته در کنار یکدیگر ، هر دو بخش یاد شده را در بر می گیرد و از آن طریق فصل مشترک این دو را نوعی شکستگی یا خمیدگی در خط بنا نمایان می سازد . ورودی ساختمان مشخصا در محل این اتصال قرار گرفته است . کل ساختمان از بتن در جای تقویت شده است . ثابت گردیده است که این نوع مصالح بهترین وسیله برای اجرای اشکال تندیس مانند و سازه های بزرگی همچون دهانه ها و تیر طره ای های بلند به شمار می آید . در این میان توجه خاصی به تیزی تمامی لبه ها شده ، و از هرگونه اتصال همچون حاشیه بام یا روکش منشور و کیفیت انتزاعی اندیشه معماری نهفته در بنا می کاهند . در فقدان همین قبیل جزییات ، شیشه اندازی های بدون چارچوب را در محل خودرو ها و همچنین فضاهای داخلی که با صفحه های کشویی محصور شده است ، به دنبال دارد.

داخل آندسته از فضاهایی که نیاز به عایق بندی دارند ، اندود گچ شده است . دیوارهای سرویس های بهداشتی کاشیکاری گردیده است . رختکن که میان فضاهای تعویض لباس و پوشیدن منااسب قرار دارند ، به ترتیب از فلز و فلز زنگ نزن ساخته شده اند . دیواری طلایی رنگ در انتهای اتاق بهداشتی ، به سمت بیرون متمایل شده اشت . نورپردازی نیز با معماری در هم آمیخته و مبنای خطی دارد و نه نقطه ای . این خطوط بر روی صفحه به گونه ای تنظیم گردیده اند که نور از برش های خاصی بیرون بزند و نه اینکه به شکل حجم هایی باشد که نوعی سربار و تحمیل بر فضا به شمار آیند . خطوط نور ، دقت لازم و حرکت سریع را در درون ساختمان هدایت می کنند .

زاها حدید از طرح پیشنهادی خود برای ناحیه تجاری دبی پرده برداری کرد.در طرح تفصیلی , ساخت دو برج مطرح شده بود اما تفسیر آزاد زاها به فرم مکعبی غول آسا درآمد.

پروژه opus در کنار برج دبی و در همسایگی مرکز بین المللی دبی و مرکز تجارت و پیمان جهانی قرار دارد و دسترسی بسیار خوبی به شهر خواهد داشت. این ساختمان با سه برج مجزا, مجموعه ای یکپارچه و واحد به نظر میرسد و گویی بر فراز زمین شناور است.

مبانی نظری زاها حدید

معماری اسنکی زاها حدید



معماری جهان
معماری اسنکی زاها حدید!
Alissa Walker در سایت Fast Company، از دیدگاه متفاوت و جالب‌توجهی به معماری زاها حدید نگریسته است؛ او با اشاره به علاقه فراوان حدید به چیپس و پفک، به مقایسه تطبیقی تعدادی از آثار این معمار زن عراقی‌الاصل و اسنک‌های مختلف پرداخته و بر همین اساس، معماری حدید را معماری اسنکی (Snack-itecture) نامیده است، معماری‌ای که فرم‌های آن یادآور اسنک‌های خوشمزه است:

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم دی 1389ساعت 20:54  توسط اميد خاك باز | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
وبلاگ شاعر
سارا رضایی
مرجع مهندسي عمران
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
89/12/01 - 89/12/07
89/11/22 - 89/11/30
89/10/22 - 89/10/30
89/10/05 - 89/10/21
89/10/08 - 89/10/14
89/10/01 - 89/10/07
89/09/08 - 89/09/14
89/08/05 - 89/08/21
89/08/08 - 89/08/14
89/08/01 - 89/08/07
89/07/22 - 89/07/30
89/07/05 - 89/07/21
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

 
خدمات وبلاگ نويسان
فالنامه-وبلاگ